توسعههای چشمگیر اقتصادی و اجتماعی، مشکلات بحرانآفرینی بر مدیریت محیطزیست ایجاد کرده است. این مشکلات شامل آلودگی محیطزیست جهانی، از بین رفتن تنوع زیستی، تخریب خاک و رشد بیرویه شهری است. در آن برهه از زمان، چالش بزرگی برای حل مسئله شروع شد؛ اما سرعت بروز مشکلات بسیار جلوتر از سرعت شناخت محیطزیست، پایش اثرات، تجزیه و تحلیل، مدلسازی، ارزیابی و برنامهریزی بود. در چنین برههای، مدیریت محیطزیست مسئولیت هماهنگی بر توسعهها را بر عهده گرفت تا زندگی انسان با کیفیت بیشتر رشد پیداکرده و از تخریب بیشتر زمین و عناصر آن جلوگیری شود. از مهمترین بخشهای مدیریت و برنامهریزی سرزمین، برنامهریزی محیطزیست در چارچوب آمایش سرزمین با پیشنیاز ارزیابی توان اکولوژیک محیطزیست است. ارزیابی توان اکولوژیک سرزمین، تعیین قدرت بالقوه و طبیعی سرزمین برای استقرار کاربری و فعالیتهای انسان است. برنامهریزی محیطی شامل تنظیم رابطه انسان، سرزمین و فعالیتهای انسان در زمین بهمنظور بهرهبرداری درخور، متناسب و پایدار از جمیع امکانات انسانی و فضایی در جهت بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع در طول زمان است؛ به عبارت دیگر، برنامهریزی محیطی یعنی انتخاب کاربریهای صحیح در یک منطقه و یا یک حوضه آبخیز؛ بنابراین در فرایند آمایش سرزمین از یک سو با منابع طبیعی و بیولوژیکی سرزمین روبرو هستیم و از سوی دیگر با منابع اقتصادی و شرایط اجتماعی خاص سرزمین. در ادامه باید کاری را که در راستای پتانسیل منابع اکولوژیک سرزمین بوده و از نظر اقتصادی توجیهپذیر و از نظر اجتماعی قابلپذیرش باشد، انتخاب کرد. طرحهای مدیریت پایدار و آمایش سرزمین بر پایه سنجش توان اکولوژیک با این هدف پایهریزی شده است تا توسعه بتواند در شرایط متعادل و متوازن گسترش یابد.